اقا رهام در 49 روزه گی
اینم یه کپی از پاهای کوچولوی پسرم
سلام امروز 28 ابان 1390 ساعت 8:20 دقیقه است که اقا رهام به دنیا اومده اینم یه کپی از پاهای کوچولوی خوشکلشه ...
نویسنده :
رهام
8:03
دردل با پسرم..
سلام رهام مامان میدونم که دیگه حالا همه چیو میشنوی پس یعنی میتونم باهات کلی حرف بزنم امشب دلم گرفته خیلی اینقدر گرفته که دردی که از صب داشتم یادم رفته نمیدونم چرا فقط احساس میکنم دلم واسه کسی تنگ شده دلم میخواد برم یه جای دور دلم میخواد برم پیشش بهش بگم منم دارم مامان میشم برام دعا کن مامان خوبی باشم عین خودت رهام مامان فقط تورو داره با بابا رسول دلم میخواد بهترین مامان دنیا باشم دلم میخواد هر چی که خودم نداشتم تو داشته باشی تو باید خوشبخت باشی از این به بعد تنها ارزوم همینه
نویسنده :
رهام
11:43
قربون خواب رفتنش برم من
ببین چه خوشمل خوابیدم حسوتی نکنین هیچکی نمی تونه مثل من بخوافه ...
نویسنده :
رهام
11:41
عکسهای اقا رهامم
عکس روز تولد آقا رهام
سلام شرمنده یه چند روزی نبودم هه این عکس روز تولد اقا رهام خودمه ...
نویسنده :
رهام
11:27
رهام من
پسر گلم سلام چه خبرا تو شیکم مامی خوش میگذره بهت یه چن وقتی نشد بیام واست بنویسم اخه مامی این چن وقت یکم کم حوصله بودش تازشم بابا رسولم رفته ماموریت مامی کلی تنهاس حوصلشم سر رفته خاله مرضی اینجاس ولی همش هی با عمه راحله میرن کنار دریا مامیو تنها میزارن منم هوا گرمه نمیتونم زیاد برم بیرون مجبورم تهنا باشم حالا هر وخت اومدی دو تایی با هم یه عالمه میریم بیرون راستی عمو جعفر زن گرفت نه چک زدی نه چونه زنعمو اومد به خونه این داستان زنعموم کلی واسه خودش سوژاس حالا یه روز میام واست تعریف میکنم تازه عمه طاهره واست یه پارک کودک گرفته خیلی خوشکله من هنو هیچی واست نخریدم منتظرم بابا رسول بیاد بریم یه سری وسایل خوشکل واست بخریم تازه یه قلک واست درس کردم...
نویسنده :
رهام
22:25
گوگولیه من...
گوگول مامان سلام خوبی جات راحته اذیت که نیستی عشخم الان داشتم به این فکر میکردم کاش به دنیا اومدی ولی به قول معروف میگن عجله کاره شیطونه راستی تو میشی گوگول شماره 2 مامان اخه مامان یه گوگول شیطون حرف گوش نکن دیگه ام داره (بابا یسول) تقریبا 5 ماه دیگه میایی راستی چند رو پیش رفتم دکتر صدای قلبت گوش دادم وای خیلی قشنگ بود قربون قلبت برم که اینقد خوشکل تن تن میزنه میگم پسرم نکنه تو دل مامان توپ بازی میکنی اخه خیلی تند میزد یه حس خیلی قشنگ بهم دست داد نمیدونم چه حسی ولی از اون روز دوست دارم زودتر بیای همش مواظبم یوقت کاری نکنم تو اذیت بشی هر روز که میگذره حس دوست داشتنم نسبت بهت بیشتر بیشتر میشه تازشم این باب...
نویسنده :
رهام
13:24
چتر نی نی
یه روز بابای نی نی وقتی اومد به خونه آورد برای نی نی یه چتر بچه گونه حالا نی نی به چترش خیلی علاقمنده گاهی اونو می بوسه باز میکنه می بنده گاهی توی حیاطه می گیره چتر و بالا ولی هنوز یه بارون نیومده تا حالا هر روز به ابرهای میگه: بارون بشین ببارین فکر میکنم که اصلا چترمو دوست ندارین ...
نویسنده :
رهام
8:58








