آقا رهامآقا رهام، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

...... همه دنیای من پسرمه ....

دردل با پسرم..

سلام رهام مامان  میدونم که دیگه حالا همه چیو میشنوی پس یعنی میتونم باهات کلی حرف بزنم امشب دلم گرفته خیلی اینقدر گرفته که دردی که از صب داشتم یادم رفته نمیدونم چرا فقط احساس میکنم دلم واسه کسی تنگ شده دلم میخواد برم یه جای دور دلم میخواد برم پیشش بهش بگم منم دارم مامان میشم برام دعا کن مامان خوبی باشم عین خودت رهام مامان  فقط تورو داره با بابا رسول دلم میخواد بهترین مامان دنیا باشم دلم میخواد هر چی که خودم نداشتم تو داشته باشی تو باید خوشبخت باشی از این به بعد تنها ارزوم همینه
18 دی 1390

رهام من

پسر گلم سلام چه خبرا تو شیکم مامی خوش میگذره بهت یه چن وقتی نشد بیام واست بنویسم اخه مامی این چن وقت یکم کم حوصله بودش تازشم بابا رسولم رفته ماموریت مامی کلی تنهاس حوصلشم سر رفته خاله مرضی اینجاس ولی همش هی با عمه راحله میرن کنار دریا مامیو تنها میزارن منم هوا گرمه نمیتونم زیاد برم بیرون مجبورم تهنا باشم حالا هر وخت اومدی دو تایی با هم یه عالمه میریم بیرون راستی عمو جعفر زن گرفت نه چک زدی نه چونه زنعمو اومد به خونه این داستان زنعموم کلی واسه خودش سوژاس حالا یه روز میام واست تعریف میکنم تازه عمه طاهره واست یه پارک کودک گرفته خیلی خوشکله من هنو هیچی واست نخریدم منتظرم بابا رسول بیاد بریم یه سری وسایل خوشکل واست بخریم تازه یه قلک واست درس کردم...
26 تير 1390

گوگولیه من...

گوگول مامان سلام خوبی جات راحته اذیت که نیستی عشخم   الان داشتم به این فکر میکردم کاش به دنیا اومدی ولی به قول معروف میگن عجله کاره شیطونه   راستی تو میشی گوگول شماره 2 مامان اخه مامان یه گوگول شیطون  حرف گوش نکن دیگه ام داره (بابا یسول) تقریبا 5 ماه دیگه میایی راستی چند رو پیش رفتم دکتر صدای قلبت گوش دادم وای خیلی قشنگ بود قربون قلبت برم که اینقد خوشکل تن تن میزنه میگم پسرم نکنه تو دل مامان توپ بازی میکنی اخه خیلی تند میزد یه حس خیلی قشنگ بهم دست داد نمیدونم چه حسی ولی از اون روز دوست دارم زودتر بیای همش مواظبم یوقت کاری نکنم تو  اذیت بشی هر روز که میگذره حس دوست داشتنم نسبت بهت بیشتر بیشتر میشه تازشم این باب...
6 تير 1390

چتر نی نی

یه روز بابای نی نی وقتی اومد به خونه آورد برای نی نی یه چتر بچه گونه حالا نی نی به چترش خیلی علاقمنده گاهی اونو می بوسه باز میکنه می بنده گاهی توی حیاطه می گیره چتر و بالا ولی هنوز یه بارون نیومده تا حالا هر روز به ابرهای میگه: بارون بشین ببارین فکر میکنم که اصلا چترمو دوست ندارین ...
4 تير 1390